دوره پيش آینده پژوهی (سالهای 1986 تا 1993)
در سال 1986 شوراي مشورتي تحقيق و توسعه کاربردی به عنوان مشاور عمده و اصلي دولت پيرامون مسائل علمي و فناوري، گزارشي درباره مجموعه پرسشهايي براي شناسايي حوزه هاي نويد بخش علمي ارائه کرد؛ حوزه هايي از دانش که بتوانند به سرعت منجر به فرآيندها و محصوالت قابل بهره برداري شوند.
پدر ابتداي دهه 1990 يک گروه کاري فرابخشي راه اندازي شد تا روش هايي را شناسايي کنند که به وسيله آن بتوان در قالب انجام مطالعاتي به تعيين و اولويت بندي فناوري هاي درحال ظهور براي انگلستان پرداخت. چهار تيم کاري مأموريت يافتند که چنين روش هايي را به کمک يكديگر توسعه دهند. تحقيقي که براي تعيين قلمرو اين مطالعات انجام شد استفاده ترکيبي از روش هايي همچون پانل هاي متخصصان، پيمايش دلفي و فرآيند اولويت گذاري را براي شناسايي فناوري هاي عام درحال ظهور پيشنهاد کرد.
در اواخر سال 1992 روش شناسي پيشنهادي بهصورت آزمايشي اجرا شد. در همين زمان هيئت دولت از پروفسور بن مارتين، عضو مؤسسه اسپرو درخواست کرد تا فعاليت هاي آينده پژوهي موجود را مرور کرده و پيشنهادهايي براي انجام پروژه ملي آينده پژوهي فناوري در انگلستان ارائه دهد. لایحه تحقق توانمندي هاي بالقوه ما که در سال 1993 در خصوص سياست علم و فناوري مطرح شد، آغازي رسمي براي نخستين برنامه آينده پژوهي فناوري اين کشور بود.
ـ دوره اول آینده پژوهی (سالهای 1993 تا 1998)
انگلستان در سال هاي اول فعاليت هاي آينده پژوهي به مشكل نبود نوآوري در اين کشور توجه کرد. عملكردنسبتاً ضعيف اقتصادي انگلستان به مديران بي انگيزه و اتحاديه هاي تجاري نسبت داده ميشد. پژوهشگران نوآوري اسپرو در مرکز تحقيقات سياستي در مهندسي، علم و فناوري (PREST) و مراکز ديگر در تحليل هاي خود يكي از مهمترين دلایل نبود نوآوري در انگلستان را ناکامي جدي اين کشور در ايجاد ارتباط بين پايگاه هاي تحقيقات علمي (دانشگاه ها) و صنعت در نظر گرفتند. به همين دليل نيز رويكرد مطالعات آينده پژوهي در انگلستان در سال هاي اوليه بر علم و فناوري متمرکز شد تا بلكه بتواند ارتباط بين دانشگاه و صنعت را بهبود ببخشد.
نخستين استدلالي که طرح شد مبتني بر اين واقعيت بود که بودجه زيادي صرف علم شده است. اين استدلال مبتني بر اين فرض بود که اغلب دانشمندان انرژي کمي را صرف ارزيابي و شناسايي راههاي جايگزين و بديل تحقيقات يا نيازهاي ديگر ذينفعان ميکنند؛ همواره آنها تنها نيازهاي رو به رشد همكاران خود را لحاظ داشته و منابع مالي را به سوي اين گونه نيازها گسيل ميدارند. استدلال دوم آن بود که صنعت در بهره برداري از دانش و نوآوري هاي علوم پايه ناموفق بوده است و در عين حال تحقيق و توسعه صنعتي بسيار پايين تر از سطوح اکثر رقباي کشور انگلستان، بجز در مورد بخشهاي دارويي و چند بخش ديگر بوده است. پس از آنكه مشكل نظام نوآوري شناسايي شد، اولين پرسش جدي، در خصوص چگونگي تنظيم و جهت دهي مجدد اولويت هاي علمي بود.
براي دستيابي به اهداف تعريف شده 16 ميزگرد تخصصي (پانل) تشكيل داده است. در اين دوره برنامه آينده پژوهي انگلستان پروژه هايي در زمينه آينده نگري فناوري تحت عنوان «کاغد سفید» اجرا شد. اهداف اين پروژه به دست آوردن اولويت هاي فناوري و نيز افزايش فرهنگ آينده پژوهي و تفكر درباره آينده بلند مدتتر و نيز ايجاد ارتباط بين علم و ثروت و ارتقاي کيفيت زندگي بود.
نمودار سازماني برنامه دوره اول آينده پژوهي انگلستان را ميتوان به صورت زير ترسيم کرد: نخست وزير ← دفتر هيئت دولت ← دفتر علم و فناوري ← آينده پژوهي دوره اول
ـ دوره دوم آینده پژوهی (سالهای 1999 تا 2001)
اين دوره از آينده پژوهي در انگلستان رويكرد غيرمتمرکز داشت؛ به اين معنا که ميزگردهاي موضوعي برگزار شد و از نيروهاي کار مختلف در فعاليت آينده پژوهي استفاده شد تا کارهاي ميان ميزگردی برگزار شود. در طي اين دوره در ميزگردها علاوه بر متخصصان از غيرمتخصصان نيز بهره گرفته شده است. به غير از پانل ها گروه هايي نيز تشكيل شده است که تعداد اعضاي آنها 65 نفر بوده است.
ـ دوره سوم آینده پژوهی (2003 ميالدی تا به امروز)
رويكرد اين دوره رويكرد تمرکز گرا و استفاده از روش جديد پويش افق است. در سال 2004 دفتري به نام دفتر پويش افق تأسيس شد (البته در سالهاي 2000 و 2001 نيز از نام پويش افق در فعاليت هاي آينده پژوهي استفاده شده است). اين روش ترکيبي از روش هاي سنتي آينده پژوهي است. مبناي اينگونه فعاليت ها در انگلستان هم شناسايي رخدادهاي با احتمال کم، ولي با تأثيرات زياد در آينده است. يعني انگليسي ها بر اين عقيده اند که بايد انتظار يك سري از شوک ها را داشته باشند حتي اگر نتوانند ماهيت دقيق آنها را پيشبيني کنند. به طور کلي درباره اين سه دوره ميتوان گفت که در دوره اول قدم مؤثري در توقف جريان کاهش نقش و بودجه علم و فناوري در دستور جلسه بود. در دوره دوم مشكالت پيشبيني نشده روي دادند. در دوره سوم آينده پژوهي بر تصميمگيري هاي راهبردي در حوزه هاي علم و فناوري تمرکز داشت. يكي از ويژگي هاي آينده پژوهي هاي انگلستان آن است که آنها هميشه سعي دارند که سناريوهايي براي آينده هاي متفاوت بنويسند، براي مثال در بخش آينده پژوهي نظامي، دو نوع سناريو مي نويسند، يک سناريو براي دوران جنگ و يک سناريو براي دوران صلح.